تبليغاتX
نانوشته هاي يك ناشناخته: منتقد دولت نهم
سیاسي، اقتصادي و اجتماعي

 

كودتاگران  براي جبران شكست هاي خود باز هم به همان سياست سناريو سازي و دروغ رو آورده اند. آنان كه در 16 آذر با تمام تهديداتي كه به عمل آورده بودند نتوانستند مانعي براي حق طلبي دانشجويان گردند. مجيد توكلي را كه اينك به نماد آزاد انديشي دانشجويان و مردم مبدل شده با لباس زنانه نشان دادند تا شجاعت او را پوشالي نشان دهند غافل از آنكه آنگاه كه مجيد فرياد در برابر حكومت سر مي داد و ظلم ظالمان را محكوم مي كرد مردانه ايستاد صدايش آنقدر رسا بود تا پايه هاي كاخ ظلم ستم را بلرزاند تا آناني را كه هيچ نداي حقي را بر نمي تابند مجبور كند تا براي تحقير او سناريو سازي  و با لباس مبدل از او عكس بگيرند. آنان فراموش كرده بودند كه در باور مجيد، زن بودن حقارت نيست و مرد بودن  تنها به لباس پوشيدن نيست. مرد بودن  به دفاع از مظلوم است به ايستادگي در برابر ظالمان است آنچنان كه در اين شش ماه گذشته چه  شير زناني كه مردانه در برابر ظالمان زمان ايستاده اند و چه ديو صفتان مرد صورتي كه با چوب و چماق به جان مردمان اين سرزمين افتادند. آري در باور خام و خيالي متحجران زمان زن بودن نشانه ضعف است اما در باور رشيد مردم  ديو صفتي و آلت دست بودن عيب است . چه مرداني كه با لباس مردان بر شير زنان حرمت دريدند و شجاعتشان تنها در هيبت ترسناك و باتوم و چوب و چماقشان بود. شجاعتي كه وابسته به مزدوري است وآنان چون بازيگران خيمه شب بازي آلت دست بازيگران ديگري هستند كه در پس پرده گربه رقصاني مي كنند چوب و چماق دستشان مي دهد و با دوپينگ پول براي حمله به مردم آزاد انديش تحريكشان مي كند. آري چه شكستي از اين بالاتر و چه تحجري از اين بيشتر كه زن بودن را حقارت مي دانيد.

آري آنچه عيب است ديو صفتي و آلت دست بودن است.

كه تن آدمي شريف است به جان آدميت            نه همين لباس زيباست نشان آدميت.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 18:19  توسط الیاس  | 

 

پرده اول: سه شنبه 10/9 موبايم دائم زنگ مي خورد.جواب ندادن به موبايل هم فايده اي ندارد.  شماره اي نمي افتد مي زند Withheld   يا Private number . مي دانم از اطلاعات است. جواب نمي دهم در كمال تعجب اين بار يك شماره موبايل مي افتد. نه ول كن نيستند. جواب مي دهم. بايد خود را به آدرسي كه مي گويد معرفي كنم. آن هم پنچ شنبه. مي پذيرم. چون به قول آنها اگر خودت نيايي مي آييم مي برندت. تا پنچ شنبه فكرم هزار جا مي رود براي چه سئوالها چه هستند چه پاسخي به آنها بدهم.

پرده دوم: پنچ شنبه ساعت 10 صبح مي روم. در اتاقي به مدت دو ساعت هستم بعد از آن به اتاق ديگري راهنمايي مي شوم. حق ندارم سرم را برگردانم. دو نفر از من سئوال مي پرسند ابتدا از مشخصاتي كه قبلا پر كرده ام. از نام تا آدرس ايميل و غيره. دستاويزي ندارند. مي روند سراغ سال 78 . مي پرسند شما در اين سال عضو انجمن اسلامي فلان دانشكده بوديد . مي گويم بله همان يكسال و بعد بايد سئوال هاي بي مورد آنها را جواب دهم. مي رسند به نقدهايم به دولت آن هم در برخي محافل. ميگويم نقدهاي من تكليفي است نه تخريبي از حضرت علي (ع) مي گويم و اينكه نقل است كه بر انديشمندان و صاحبان تفكر كه حق مظلوم بستانند و چه و چه. فايده اي ندارد. مي گويم كه من در سالهاي 87 نقدهايي داشتم هزينه هايش را هم دادم. اما اكنون فعاليت سياسي خاصي ندارم.


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 8:12  توسط الیاس  | 

ثانيه ها همچون باران بر صفحه عمرم مي چكند.

حيف كه صفحه تبدار عمرم تمام باران را مي سوزاند

و من هنوزر تشنه ام

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 10:31  توسط الیاس  | 
 

شايد اين مبحث تكراري باشد اما با توجه به اميت موضوع باز بدان مي پردازم به راستي درآمدهاي دولت صرف چه اموري مي شود. در 4 ساله گذشته درآمد دولت از قبل نفت حدود 300 ميليارد دلار، بابت خصوصي سازي 63 ميليارد دلار و همين ميزان بابات ماليات بوده است به راستي دولت با اين ميزان سرمايه و پول چه كرده است؟

درآمد دولت حدود 420 ميليارد دلار بوده  اما در عوض شاخص هاي اقتصادي نه تنها از جهش اقتصاد ايران حكايت ندارند بلكه افول اقتصاد ايران را نشان مي دهند. رشد اقتصادي در ايران بسيار محدود است و پيش بيني ها از كاهش رشد اقتصادي در ايران حكايت مي كندو بر اساس پيش بيني صندوق بين المللي پول نرخ رشد اقتصادي در ايران با روند نزولي به حدود 2 درصد در سال 2011 خواهد رسيد.

از ميزان بدهي هاي دولت هم كه كاسته نشده است. چه بدهي دولت به بانكها و چه بدهي خارجي دولت.

پول ها صرف رشد اقتصادي كه نشده است. صرف باز پرداخت بدهي ها هم نشده است .

به راستي پول ها و درآمدهاي ايران كجا رفته است. اصولگرايان محترمي كه دين و ايمانشان شده حمايت كوركورانه از احمدي نژاد چه پاسخي دارند. آيا انان نمي بينند كه فقر دارد دين و ايمان مردم را از آنان مي گيرد. خوره فقر بر جان مردم افتاده و بزه و جرم روه به فزوني نهاده است و متاسفانه تمامي ان به پاي دين نوشته مي شود. چرا؟

به راستي پول ها و درآمدهاي ايران به كجا مي رود؟

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 13:9  توسط الیاس  | 

 اولين جمعه مرداد ماه پس از دعاي ندبه به منزلي مي روم كه قرار است اقوام يكي از كشته شدگان جنايات كهريزك دور هم جمع شده و تا راهي مراسم خاكسپاري شوند. منزل پدرش كوچك است و به ناچار در منزل دامادشان همه دور هم جمع مي شوند. هوا در اين صبح تابستاني سرد است . آنقدر سرد كه ضعفي عجيب بر من غلبه مي كند. من زود رفته ام ساعت اينك حدود هفت صبح است. پدر ايشان داغدار و مايوس در گوشه اي نشسته و مشغول صحبت با كسي است كه بعدها متوجه شدم  نماينده اي است از جانب رهبر. داشت گله مي كرد به طوري كه تقريبا همه مي شنيدند. از روزهاي دربدري از روزهايي كه در اين اداره و وآن سازمان سراغ و نشاني از پسرش را مي گرفت و كسي پاسخگويش نبود و ابه تعبيرخود در  سازمانهاي ضد انقلاب پرور به دنبال نشاني از فرزندش بود. و شخص طرف صحبت گفت ديگر از اين تعابير استفاده نكنيد و بعد قول داد زمينه اي را براي ملاقات حضوري ايشان با رهبر فراهم آورد. دو ماه بعد هر چند ايشان توانست رهبر را ببيند اما اكنون بيش از 130 روز از مرگ فرزندش مي گذرد و بالاترين دستگاه ها و نهادهاي كشور نيز نتوانستند يا شايد نگذاشته اند به جنايات كهريزك رسيدگي كنند. حالا من امروز سرما را بيش از پيش حس مي كنم سرمايي از جنس عدم امنيت.

 با شمايم. پدر محسن؛ شهيدي كه دوبار شهيد شد. يكبار به دست سفاكان در كهريزك و يكبار توسط شما كه اينگونه از حق و حقوق طبيعي تان گذشتيد و اينك جانيان كهريزك به ريش همه ما مي خندند. شما كه روزگاري مشاور سياسي  رهبر بوده ايد و با آقا محسن سر و سري داريد نتوانسته ايد از حقوق حقه خود دفاع كنيد چگونه مردم عادي مي توانند اينكار را انجام دهند؟ چه اميدي است كه ديگران بتوانند از حقوق خود دفاع كنند؟  چه انتظاري است كه اين سازمانهاي ضد انقلاب پرور داد مظلومي را از ظالمين بستانند؟

جناب دكتر نكند شما هم چون آقا محسن به انصراف روي آورديد و سازش. وجدانتان را قاضي كنيد. روزهاي دبدري و به دنبال نشاني از محسن بودن را بياد آوريد  و اين سئوال را از خود بپرسيد خون بهاي محسن سكوت بود؟

من احساس سردي عجيب دارم. سردي از جنس بي پناهي و عدم امنيت.

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 9:20  توسط الیاس  | 
بهترين جاسوس ، جاسوسي است كه خود نداند جاسوس است.

بهترين راه براي ضربه زدن به دشمن. درآمدن در لباس دوست است.

 

پ.ن: ربط اين مثل ها با اوضاع ايران به عهده خودتان

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 15:40  توسط الیاس  | 


بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست.


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:55  توسط الیاس  |